فاطمه ... فراتر از زمان
گاهی یک زن میتونه یک دنیارو بسازه ...
آسمان هم در خیالش با تو ماهی میشود
همدم یارت علی در کوفه چاهی میشود
با تو دل ، پاکی ، ترنم ، همسفر
در مسیر آسمان ، خورشید راهی میشود
با تو دریا ، در نهایت بودن است
غرق بودن در نهایت ، با تو گاهی میشود
" ساناز راستگو"
8:34 PM | ساناز
|
یکی تو خودم راه گم کرده
سلام
بعد از یه تاخیر طولانی ...
یکی تو خودم می بینم که میگه آخر راهه
میگه خیلی وقته تنهاس ، میگه عاشقی گناهه
هرکسی اونو میبینه ، میگه طفلی نا امیده
آخه تو کنج غم دل ، چه کسی خنده رو دیده؟
چه کسی یک تنه ، یک شب ، تا ته دنیارو رفته؟
فهمیده هیچ خبری نیست، ديده برگشتن چه سخته...
اشتباهی تو مسیری ، از یه قلبی گذری کرد
تموم عمرشو ، تو خیال اون دل سپری کرد
مونده که کدوم مسیره ، تا دوباره جون بگیره
واسه ی دوباره بودن ، باید این دفعه بمیره
حرفی این ور وجودش دوباره سنگینی کرده
یه جایی تو عمق قلبش ، جایی که همیشه سرده
میگه هر چی راهه ، تنهاس ... اینجا دریا ها غریبن
همه ی قایقا مردن ، خیلیا غرق فریبن
اینجا آدما بریدن ، حالا تو خوب خوبشونی
نگران حال من باش ، تو که حالا حالمو می دونی
عمق حرفاشو نمی شه از پس فاصله فهمید
تا میشه باید جلو رفت ، تا ته حرفاشو خوب دید
یکی تو خودم میبینم ، که گول یکی رو خورده
یکی یکدفعه رسیده ، همه ی قلبشو برده
"ساناز راستگو"
8:6 PM | ساناز
|