خواستم برم ، اما نشد
شايد قسمت نيست...!!!
دنیا خیلی حسوده
وقتی میبینه که آرزوهات رو خیلی دوست داری ، به راه دوری فکر میکنی که می خوای بهش سفر کنی ، تو رو یه جوری سرگرم خودش میکنه که نتونی کوله بارت ببندی و بری
تو هم دلبسته ی خیلی چیزا شدی که نمیتونی راه بیفتی ...
مجبوری بمونی ،
از کجا معلوم ، شاید دنیا هم تو رو دوست داره...
شاید قسمت نیست که بری ...!!!
8:8 AM | ساناز
|
جاده پشت کوهی
اگر چه جاي عشق درياي خون در سينه دارم
ولي در عشق تو دريايي از دل كم ميارم
اگر چه روبه رويي مثل آيينه با من
ولي چشمام بسم نيست براي سير ديدن
نه يك دل ، نه هزار دل ، همه دل هاي عالم
همه دل هارو ميخوام كه عاشق تو باشن
تويي عاشق تر از عشق ، تويي شعر مجسم
تو باغ قصه از تو ، سحر گل كرده شبنم
مي خوام تورو ببينم ، نه يك بار ، نه صد بار ، به تعداد نفس هام
براي ديدن تو ، نه يك چشم ، نه صد چشم ، همه چشمارو مي خوام
تورو بايد مثل گل نوازش كرد و بوييد
با هر چي چشم تو دنياست ، فقط بايد تورو ديد
تورو بايد مثل ماه رو قله ها نگاه كرد
با هر چي لب تو دنياست ، تورو بايد صدا كرد
8:1 AM | ساناز
|