استادو من
کوه پنجم
آبشار به رود خونه گفت : اگر راهی مقابل خود ندیدی ، اگر طعم شکست را چشیدی و نا امید شدی ، گذشته هایت را بازسازی کن ، برای خودت داستان تازه ای را شروع کن .
یاراهی پیدا میشود یا راهی خواهی ساخت...




ازتون خواسته بودم واسه خودتون یه اسم انتخاب کنین که متناسب با آرزوهاتون باشه
منتظرم
0:56 AM | ساناز
|
کوه پنجم
گاهی وقتا خیلی گرفته ای ، به این فکر میکنی که تا دیروز همه چی خوب بود، تو راحت می خندیدی...
اما یکدفعه ، دوباره سختی وگره تو کارهات...
استاد میگه : هر وقت پا تو اون راهی نگذاشتی که ماموریت زندگیته ،
همه ی دنیا دست به دست هم میدن که به یادت بیارن که اشتباه رفتی ،
تا دیر نشده برگرد...
12:56 PM | ساناز
|
کوه پنجم
استاد می گه :
خدا بیشتر وقتا با برگزیده هاش تو کوه و جایی دورتر از شهر خلوت می کنه . چون خدا می خواد که اونا بدونن که اون بالا ، همه آدما ، همه غصه ها ، دردا ، مشکلات ، کوچیک می شن .
فقط تو هستی و امید و آرزویی که تو قلبته...
12:34 PM | ساناز
|